Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 14 فروردین ماه سال 1385

صفحات تاریخ را که ورق میزنی، در سطر سطرش انسانهایی را میبینی که هرکدامشان مملو از آرزوهای گوناگونند...

و در این میان آدمهایی را میبینی که سرنوشت تاریخ را بر سر آرزوها و هوس هایشان عوض کرده­اند. هیتلر را میبینی که میلیونها انسان را به خاک و خون میکشد و کمی دورتر چنگیز را، یزید را، اسکندر را و یا ...

اینان زندگی مادی میلیونها انسان بیگناه را در راه هوس­ها ، شهوات، آرزوها و امیالشان فدا کردند...

اما این یک طرف معادله است!!!

از سوی دیگر، وقتی خوب بر نوشته­های تاریخ دقیق میشوی و با ذره بین تیزبینی و دقت، این سطور را میخوانی، انسانهایی را میبینی که بر سر آرزوهایشان، مسیر انسانیت و سعادت را عوض کردند!! آدمهایی را میبینی که بر شاهراه هدایت کجراهه­ایی پر زرق و برق زدند و آدمیان را تا پرتگاه بدبختی و شقاوت سوق دادند و شاهپر پرواز را از بالهای انسانیت کشیدند.  اینان نه انسانها را که انسانیت را، شرافت و هدایت را قربانی آرزوهایشان کردند. ثمره سالها تلاش پیامبران برای هدایت انسانها را به راحتی به باد دادند و زندگانی معنوی انسانها را فدا کردند...

از این دست آدمها میتوان به سامری که تلاشهای موسی را باد داد و یا یهودا اسخریوطی که زحمات عیسی را، و اسلافشان که آئین عیسی و موسی را تحریف کردند اشاره کرد...

 و در میان امت محمد(صلی الله علیه و آله)، چند روز بعد از وفاتش را مینگری، که  دسته ای از اصحابش تمامی هدف رسالتش را قربانی امیال خویش کردند...!!! 

و باز اگر موشکافانه تر ریشه­یابی کنی، درمییابی که به وجود آمدن آن گروه اول زاییده انحراف و کجرویی است که این دسته دوم در مسیر هدایت بوجود آوردند...

اگر یزید بر گرده مسلمین سوار می شود، زاییده تفکری است که چندین سال قبل در سقیفه متولد شد و شاهراه هدایتی را که خداوند به دست محمد(صلی الله علیه و آله) برای بشریت گشوده بود را به بیراهه کشاند. جانشینی پیامبر و امامت با پادشاهی عوض شد و تبلیغ و گسترش پیام او، با کشورگشایی...

و پایان این مسیر بیراهه که از هدف محمد (سلام خداوند بر او و خاندانش باد ) فرسنگها فاصله داشت این میشود که: یزید جانشین پیامبر، نه! جانشین خدا در روی زمین میشود!!! 

اینها نبود مگر بخاطر آرزوهای دسته­ای که نه همچون هیتلر و چنگیز یک نسل و دو نسل، یا یک شهر و دو شهر را نابود کردند، نه! انسانیت را، هدایت را و شاهراه وصل به خدا را تا مرز نابودی پیش بردند...

مقصودم از این سخن، نه این بود که با به یاد آوردن زشتی­ها و پلیدی­های تاریخ خاطرت را مکدر کرده باشم... نه ! میخواهم بگویم: به هوش باشیم مبادا ! که میراث ارزشمند محمد(صلی الله علیه و آله) که امروز در دستان من و توست را به پای آرزوهایمان و مصلحت­اندیشی دنیایمان قربانی کنیم...

نکند فراموش کنیم !  که آن روز چه بر سر مسلمین آمد و چرا...

نکند از یاد ببریم ! که امروز میراث محمد و علی (که درود خداوند بر آن دو و خاندانشان باد ) در دستان ماست!!

 راستی ! امروز وظیفه ما در قبال  این میراث  چیست؟ آیا پیروی از همان اندیشه باطلی که آنروز پایه ریزی کردند و علی علیه السلام را به گوشه خانه کشاندند؟!!!

 باید تأمل کرد...!!!

باید انتخاب کرد، باید آرزو کرد، باید کاری کرد...!!

 تاریخ در تداوم است: موسی و سامری، محمد و ابوسفیان، علی و... !!!