مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 19 بهمن ماه سال 1384

راستی که آرزوهای آدمها چقدر با هم فرق میکنند!!

و چقدر میتواند از هم دور باشد!!

عجب حکایتی است این حکایت مرگ و آرزو...

یکی تمام همتش این است که از چنگال مرگ بگریزد و دیگری با تمام همتش به سوی مرگ می شتابد.

گروهی را مرگ به بازی گرفته است و عده انگشت شماری هم مرگ را به بازی گرفته­اند.

در کام یکی تلخ تر از زهر است و برای دیگری شیرین تر از عسل!!

چقدر آرزوها با هم متفاوت است، یکی تمام آرزویش  حکومت ری است و دیگری انتهای آرزویش در خون غلطیدن پیش چشمان محبوبش...

یکی تمام آرزویش لبخند رضایت محبوب است و دیگری برق سکه­های زر...

دسته ای بر سر مرگ در راه محبوب با یکدیگر مسابقه می­دهند و عده­ای حسین را هم قربانی میکنند، فقط برای شاید چند صباحی بیشتر زنده ماندن ...

یکی از چند دینار طلا نمیتواند بگذرد و دیگری از سرش نیز به راحتی میگذرد...

یکی خواب ملک ری  میبیند و دیگری خواب به چشمانش نمی آید، مبادا از قافله کشتگان فردا باز بماند...

برای عده­های زندگانی در مرگ است و از دید دسته­ای مرگ پایان زندگی... 

بعضی آرزوهایشان را در آسمان میجویند و گروهی بر روی زمین...

و عجب جمع اضدادی است این عاشورا! دو گروه با دو دیدگاه متفاوت با یکدیگر می جنگند و هر دو به آرزویشان میرسند!!!

و آدمی انگار که نهفته در پشت نقاب آرزوهایش است.

و آرزویش آئینه تمام نمای شخصیتش.

و راستی! نهایت آرزوی من چیست؟!!

در کجا میجویمش آسمان یا زمین؟!!!